موسسه آموزش عالی طبری بابل

مواسسه عاموزش آلی تبرا بابل

ادب از که آموختی ؟ از طبری !

همیشه مامانم اینا (!) ازم می پرسن چی شد که بعد رفتن به دانشگا خیلی با ادب شدم. بیچاره ها فکر می کنن تو تبرا ببهمون درس اخلاق میدن ! یا اینقدر با ادبن که روی ما هم اثر گذاشته !

حقیقتش خودمم حس کرده بودم از هرچی بی ادبی و رفتار زشته متنفر شدم ولی چراشو نمی دونستم تا این که وقتی به سایت دانشگاه طبری رفتم، یهویی و بی هیچ دلیلی (!) یادم اومد :

لقمان را گفتند ادب از که آموختی ؟

گفت از بی ادبان ! هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از آن پرهیز کردم !

اینم شده حکایت ما ! من بعد وقتی ازم پرسیدن به به ... جون ادب از که آموختی ؟! با اطمینان خاطر می گم از مسئولین طبری ! باور ندارید ؟! اینو ببینید !

نمونه مستند از بی احترامی به دانشجو در موسسه آموزش عالی طبری

راستی، یه چیز دیگه هم یاد گرفتم ! صد دمین را میگم !  یادگرفتم، آدم حتی اگه بی صواط هم باشه، باید ادب داشته باشه !

هم من میدونم کسی که این لحن زشت و بی ادبانه رو نوشته کیه ، هم شما ! همون هم میدونمیم چقدر بی ادبه ... پس حکمت کجاست که این مسئولین طبری که این همه کلاس میذارن، هنوز فکری به حالش نکردن ؟!

تنها دلیل می تونه این باشه که در موسسه آموزش عالی طبری بابل ، فقط دانشجوست که هیچ حقی ندارد و بی حرمتی به دانشجوست که برخوردی ندارد ! دربان ها که فکر کردن حراستن هر رفتار زشتی با دانشجو خصوصا دختران دارن مسئولین و ... هم هنوز یاد نگرفتند به حقوق داشنجو باید احترام گذاشت 

 

واقعا تاسف انگیزه... 

 

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت 8:50  توسط آشوبگر  | 

تبرا احیا می شود !

سایت رسمی دانشگاه طبری  (وبگای دانشگای تبرا) احیا می شود ! (اگر خودمان مرده نشویم !)







درس ، جزوه ، کلاس، ترم جدید

طبری ، ساختمان 1 ، آموزش

ساعت 6 ز خواب پاشدن و

چشم ِِ از بهر خواب در سوزش


ساعت 8 ، چشم ِ پف کرده

که ندارد به چهره همخوانی

تا دم صبح توی نت بودن ...

وسط درس خواب پنهانی ..!


برای مشاهده ادامه مطلب اینجا کلیک فرمایید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 آذر1388ساعت 20:37  توسط خرضوخان  | 

علت همیشه داون بودن سایت دانشگاه طبری مشخص شد

علت داون تایم 99% وبسایت و مرکز به اصطلاح فن آوری و اطلاعات دانشگا تبرا مشخص شد !

آقا آرمان چت می کنن ! فیس بوک می کنن و ... !

یکی نیست به این مفنگی بگه بجای ای نغلطا بشین یکم کار انجام بده. برنج بیخود بهت پول میده دانشجو که گناهی نکرده...

تو آخه هک کردن داری ؟ خودت هک خدایی هستی مشنگ !

می گید نه ؟ جهانگیر حیا کن Face Book و چت رو رها کن ! بشین به کار موسسه طبری برس همش سایتش داونه

اینم آواتار فیس بوکش !!!

جهانگیر احمق بجای چت کردن و facebook بازی و دانلود کردن بشین به وظیفت عمل کن سایت تبرا همیشه دانه

سلی ! چه طوری ! (لهجه کلاه قرمزی و پسر خاله)

نمی تونم آرمان جهانگیر شبیه کلاه قرمزیه یا کلاه قرمزی شبیه اون ! شایدم جفتشون یه نفرن !

نمی دونم آرمان جهانگیر شبیه کلاه قرمزیه یا کلاه قرمزی شبیه اون ! شایدم جفتشون یه نفرن !

آرمان جون هم با لباس کابویی خوش عکسی هم با لباس پلیس !

سلا...چه طوری ؟! نون بگیرم !؟!!

آره بابا ! تو با اون کله کدویت کاوبویی ! اما COW بووووووی ! نه cowboy !
فکر کنم راهزن بودی ! آخه بجای کار کردن میشینی چت می کنی وب گردی می کنی دانلود می کنی ... کی به کارای موسسه می رسی موندم !!!

پ.ن : ما هم اومدیم ! دیگه خدا رحم کنه به پروردگار !
+ نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 10:44  توسط خرضوخان  | 

کتاب سفرهای کله پوک - بخش یکم مونده به آخر : دریافت مدرک

انا لله و انا الیه راجعون

بازگشت همه بسوی اوست...

دکتر جواد برنجیان رئیس موسسه آموزش عالی طبری بابل (تبر-طبرا) جان به جان آفرین تسلیم کرد 

در کمال مسرت و تاسف غم از دست دادن استاد فقید،عالم،دانشمند و خفن(!)، استاد دکتر سید جواد برنجیان،دارنده مقام های خفن عمرانی،معماری،کامپیوتروی(!) و مدیر و بنیانگذار فقید موسسه آموزش عالی طبری بابل (بخوانید تبرا) را به کلیه علم جویان دانا،نادان،خرخون،خودشونو به کوچه علی چپ زده،به علی چپ نزده،مرعوب شده(نشریه شوخی)،مرعوب نشده(ورودی های جدید)،اساتید درپیت،نه درپیت، خرسنبکان بد اخلاق،حراستین خوش اخلاق(!) و ... تسلیت عرض می نماییم و امیدواریم غم درگذشت این بزرگوار،مرهمی باشد بر دهان مرمت شده شما !!!

بدین وسیله به اطلاع شما عزیزان می رساند دکتر جواد برنجیان،دارنده مقام های خفن نژاد پرستانه عمرانی در زمینه ساخت ستون های شونصد متری بتنی با قطر جالب،چند روز پیش کلا درگذشت (!) و دیگر قرار نیست برگردد! لذا مراسم ختمی در همان چند روز پیش برگذار گشت و همراه پانچ شدن کارت دانشجویی این حقیرین،مراسم ختمی به همراه جشن و پایکوبی بسیار برای ایشان به عمل آمد،باشد که حتی روح ایشان را دیگر نبینیم و ننگ تبرا هرچه زود تر با قبولی در یک دانشگاه آزاد یا سراسری در دهکوره آبادی جایی رفع گردد انشا الله !

به یاد آن دکتر خرزانه :

دکتر جون به نظر ما اینقدر خر بودیم اینقدر احمقانه با اون لبخند الکیت ما رو می پیچوندی ؟

 

ضمنا بنا به توصیه و وصیت اکیدجناب دکتر برنجیان،خاکستر ایشان  به رود لجن سپرده خواهد شد تا آن را آلوده کند و ماهی ها و همه جانداران نابود شوند تا رود خشک بشه روش تبرا بسازند دوباره ! بدین منظور خاکستر این عزیز در بسته های 900 گرمی توسط موسسه خل ها بسته بندی شده برید حالشو ببرید.

پ.ن 1: اینم عکسش !

 

دکتر جواد برنجیان رئیس موسسه آموزش عالی طبری بابل مرد درگذشت گور به گور شد اینم خاکسترش برید بریزید تو جوب روحش کارتون نداشته باشه !

 

پ.ن 2: همونطور که فهمیدید چند روز پیش اومدم بلخره مدرک کوفتیمم گرفتم دیگه میرم جیم میزنم پشت سرمم نگاه نمی کنم !

پ.ن 3 :حتی اگه کلام بیفته تو طبری (بخوانید تبرا)

پ.ن 4: تو این سفر کلی سوژه باحال دستم اومد ! خصوصا گزارش هفتگی (غذاشو میگم که از همیشه گند تر شده) که حال کنم می نویسم یکم از درد و رنجتون کاسته شود !

پ.ن 5: خداحافظ ؟!! شوخی می کنید ؟! حالا حالا ها کار داریم !

+ نوشته شده در  جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 11:11  توسط کله پوک  | 

نوروز در طبري بابل !

هفت سين طري بابل !

 

در دانشگای تبرای بابل نوروز حال و هواي ويژه اي دارد :

۱. سفره هفت سيني در Fasion Yard چيده ميشود و در اين سفره علاوه بر چوب  و چماق و كنجد (!) قطعات بتن و مصالح نژاد پرستانه به شدت يافت مي شود.

۲.شيريني فقط نون برنجي !

۳.هرگونه صحبت درباره دانشجويان كافر پست فطرت كه جرائت كرده بودند حقشان را بخواهند (نشريه شوخي و ...) قباحت دارد و منجر به اخراج در سال جاري خواهد بود !

۴.هرگونه صحبت در مورد اوضاع دانشگاه و مسئوالان ممنوع چون دانشگاه طبري اصولا هيچ مشكلي ندارد و مشكل فقط از سوي دانشجويان است !!!

۵.دكتر پلو خرشتي يا مقلب القلوب نمي خواند...سر جلسه است !

اصولا دليل اين كه در طول سال دكتر پلويي هميشه با خودش جلسه دارد و وقت ديدن دانشجو جماعت را ندارد هم همين است كه در لحظه تحويل سال با خودش جلسه دارد ! حالا چه جلسه اي داره خودتون فكر كنيد !

۶.مهندس اكبري در حال لحظه شماري با آخرين كامپيوتر خفنش هست تا هرچه سريع تر سال تحويل شود و جيم بزند !

۷. و اما دانشجويان ! دانشجويان ازبس عاشقق موسسه آموزش عالی طبری بابل هستند نميان از اول ترم بعد ثبت نام جيم بزنن ۳۰ ارديبهشت بيان روز اول ترم ... نه ! اصلا اينجوري نيست ! دانشجويان تا خود لحظه تحويل سال از بس عاشق اين دانشگاه چيز ... يعني موسسه و مسئوالاش هستن كه تا خود لحظه تحويل مي مونن كه حداقل از اين جمع دوستانه و معني دار (همان معنوي !) فيض ببرند و به تحقيقات و فعاليت هاي علمي شان برسند !

 

اينجاست كه مي گويند :

نمي دونم چي چي گر آورد زمزمه محبتي / جمعه به مكتب اورد طفل گريزپاي را !

 

به اميد آن كه در نوروز ۸۹ نامي از دانشگاه طبري در صحنه روزگار وجود نداشته باشد و همه دانشجويان ازاد شده باشن برن هر دانشگاهي دوست دارن !!!

نوروز ۸۸ بر تمام علم جويان دانشگاي تبرا، اعم از مذكر و مونث ،استايد، ارازل ، خراخين ، با ادبين، بي ادبين، دروغ گويان، دزدان و ... مبارك باد !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 فروردین1388ساعت 0:57  توسط کله پوک  | 

اندر احوالات دانشجو و سهمیه قندوی !!

در ابتدای هر ترم تحصیلی، سهمیه قند به دانشجویان سراسر کشور تعلق میگیرد - جراید!

تفسیر خبر: از آنجا که اصولا در دانشگاههای این مرز و بوم روحانی و عرفانی، به هیچ چیزی جز دانشجو توجه نمیشود، و از آنجا که دانشجویان حال، آینده سازان آینده خواهند بود، و از آنجا که ایران 1404 تنها با کمر(!) همت دانشجویان به بار مینشیند و آن اهداف زیبا و متعالی نیز فقط با همین کمر محقق میگردد، پس بر عزیزان وزارت علوم و توابع ایشان و نمایندگی های ایشان در کلیه دانشگاههای سراسر کشور است که همواره به فکر دانشجو بوده و در رفع نیازهای کوچک و بزرگ وی همواره کوشا باشند. تا نسل دانشجویان عزیز و برومند و عفیف و مومن این مرز و بوم، با روحیه ای دو چندان به کسب علم و دانش پرداخته و موجبات پیشرفت هرچه بیشتر این بلاد را فراهم آورند.
از این رو در دانشگاههای ما، پس همواره به فکر این قشر هستند. ولی از آنجایی که دانشجویان ما هیچ مشکلی ندارند، جز قند!! پس همواره و طبق آن بند خبر اعلامی در ابتدای این نوشتار، به آنها کله قند تعلق میگیرد. ما در این باره گمانه های خود را از خود تولید کردیم که تیتروار به سمع و نظر شما ذیلا میرسانیم. اینجوری:

الف) اصولا دانشجویان هیچ مشکلی جز قند ندارند که آن نیز از سمت و سوی دولت خدمتگزار و نهاد دانشگاه تامین میگردد تا دانشجو بدون هیچ دغدغه ای در زندگی دانشجوییش، به کسب علم و دانش بپردازد.

ب) این سهمیه به وی اعطا میشود تا به شیرینی تمام، مشکلات را لمس نکرده و بیخیالی طی کند. (تو مایه های چشمات قشنگ میبینه یا به خوبی خودت ببخش!)

ج) این کله قندها، از نوع زرد و غنی شده هستند و به نوعی دانشجو را چیزخور میکند تا همواره همه چیز را نیکو ببیند و به عنوان ذهن بیدار مملکتش، دم نزند.

د) این کله قندها، باعث میشوند تا دانشجو شیرین بزند و هیچ توجهی به اموری که در اطرافش رخ میدهد نکرده و سپس کل یوم به دایره شیرین عقلان بگراید و بر این دایره پای فشارد حتی!

ر) این کله قندها، مجهز به سامانه ی K.4.U مستتر (یا همان کا.فورU) هستند که میزان علم آموزی و پاکدامنی دانشجویان عزیز کشور را به میزان بالایی ارتقا میبخشد.

س) کله قندهای اهدایی، به دلیل خواص توپوگرافیک، شبیه چیزهای نامعقول است که دانشجویان ما با توجه به جو مملکت، با آن آشنایی چندانی ندارند. از این رو بدین وسیله تحت لوای یکسری آموزشهای نامحسوس قرار میگیرند. برای مثال، عکس دو نوع کله قند که با توجه به جنسیت دانشجو، به آنها داده میشود را در زیر به مطالعه مینشینیم پیشاپیش از خدشه دار شدن کلیه آحاد همیشه درصحنه عذر میجوییم:
 

 




1- نمایی از سهمیه قند خواهران:

كله قند برنجيان اسكندري دست خر


 

2- نمایی از سهمیه قند برادران:

 

كله قند برادران 2 عدد به شكل مستهجن !



ماده تبصره اول: از آنجایی که کله قند مورد2، حدودا نصف کله قند مورد 1 ارتفاع دارد، از این رو به دلیل رعایت حقوق مصرف کننده و مساوات، به مورد دوم که همانا برادران باشند، دو عدد کله قند مخصوص تعلق میگیرد و لاغیر.
ماده تبصره دوم: تحویل کله قند شماره یک به برادران و تحویل کله قند شماره دو به خواهران به کلی ممنوع بوده. مگر با گواهی و تایید پزشک متخصص با مدرک مرتبط این امر.
توصیه مصرف: توصیه میشود که دانشجویان عزیز، با توجه به خواص این کله قندها، آنها را درسته مصرف کنند و از هرگونه عملیات خردکنندگی، له کنندگی، چلاندگی و... خودداری فرمایند.

 

پ.ن ۱ : تصوير زير هيچ ربطي به مطلب ندارد و همينجوري پيوست نوشته شده !

پ.ن ۲ : دانشگاه طبري (دانشگاي تبرا) اصلا اداره تغذيه نداره !!!

پ.ن ۳ : منبع عكس

همينجوري يه عكس پيدا كردم گذاشتم ربطي به تبري طبرا طبري بابل نداره برنجيان موسسه عالي


 

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 12:26  توسط آشوبگر  | 

یه مطلب چیزی پیزی !

 

برنجیان، چیزی، مشروط،طبری،چیز،شاهین،نمره،نجفی،آهنگ

چند وقت پیش مجبور شدم علی رقم میل باطنی برای فقط چند نمره ناقابل برم دست به دامن همه بشم تا مشروط نشم ! آخر از همه وقتی دیدم همه استادا ناخن خشکن و نمره نمیدن مجبور شدم دست به دامن عمو پلویی رئیس محترم دانشگا بشم... واقعا برای من که تا به حال از کسی درخواست نمره نداشت خیلی سخت بود که این کارو کنه ... واقامشکل ناجوری برام پیش اومده بود و از دست من خارج بود و همه میدونستن کسی مثل من محاله اینجوری نمرات افتضاح بیاره...

 

این متن که میخونید پر چیز میزه ! هم از اون چیزا داره هم از اون یکی چیزا ! به هر حال آدم با چیز میخواد این متنو بفهمه ! می تونید به جای چیزای من هرچیزی دوست دارید بذارید ! مثلا نمره و مشروط و انواع حبوبات مثل عدس و لوبیا ...

مثلا  کلمه (عمو) رو عدسی ببینبد، گندمی یا جویی هم بد نیست !... خورشت هم همچین بی ربط نیست !

وقتی هم بحث کشیدن چیز شد فکر بد نکنید ! می تونید جای چیز هرچی خواستید بذارید ! مثلا قره قوروت ! البته شخص هم میشه گذاشت !

خلاصه خودتون این قضیه چیزه رو یه جوری چیزش کنید !

به هرحال خیلی چیز میخواد این متنو بفهمید !یه فضیه چیزی پیزی از دانشگای تبرای بابل و دکتر چیزی (برنجیان)

وقتی به عمو چیزی گفتم یکم چیز بده به من دارم چیز میشم به من گفت اصولا چیز گرایی رو من قبول ندارم ! اگه چیز نتونستی بگیری پس لابد حوصله نداری! هرچی گفتم عمو جون من دیگه آخر درسمه. اگه این ترم چیز شم باید یه ترم اضافی بمونم. تو فقط یکم چیز بگو بهم بدن که چیز نشم ... عمو چیزی با کمال بی انصافی گفت شما نباید دنبال چیز (مدرک) باشید... هرچی گفتم همو تو که منومیشناس، تو چرا اینو میگی ؟ تو که میدونی من چیزم خیلی خوبه این ترم چه مشکلی برام پیش اومد که مجبور شدم زیر بار نرفت که نرفت ! آخرشم ما رو چیز کرد تا یه ترم اضافی از من چیز بگیره !

عمو جون ، واقعا به نظرت گذاشتن چند تا استاد چیزی کهتنها هنرشون چیز ندادن به بچه ها و دادن چیز های پایین که باعث چیز شدن میشه برای صلاحمملکته ؟ یا برای پر کردن چیزت فقط ؟

آیا اگه یه چیز ناقابل میدادی من مشروط نمی شدم ۶ ماه از چیزم عقب نمیفتادم چیزی ازت کم میشد ؟ این ۱۵۰ هزارتومن کجای چیز گشادتو پر می کنه ؟ تو که میلیونی چیز به چیز میزنی و طراحی چیز می کنی و آزمایشگاه های خصوصی داری چرا ؟

دانشگا زدی چیزتو رکنی ؟

میگی چیز (نمره) گرایی بده ؟ میگی مخالف چیز (مدرک) دادنی ؟ بذار روشنت کنم عمو : 

 

این چیزی که من میخوام بگم یه چیز دیگس

چیز داره توش ولی‌ قاطی با چیزای دیگس

فرق من و تو اینه،تو چیز نداری و من

اسم تو رو از لیست چیز دارا خط زدم

تو که مدرک دکتراتم چیزیه

اگه تو اینجور چیزی پس دیگه چیز چیه؟

گیرم بین ما حالا یکی‌ هم چیز خرده

چیز میماله و بیاد شایدم چیز بده

هر کی‌ واسه خودش چیز داره چیزه باد و خوب

بیخ ریش صاحابش باشه اگه چیزی بود

چیز نکن بزا منم پس چیزمو رو کنم

اگه تو یه چیزی میگی‌ پس منم چیز کنم

ببین تو یه جورایی ما رو چیز فرض کردی

یه چیزایی‌ بگم بهت واسه سرگرمی

عمو اگه چیز بد ،چیز ،چیز بد؟!

یه کم از اون چیز بد بده به ما یه ذره

ادامه، شاهین،جواد برنجیان، چیز، آهنگ، ضد طبری، مشروطی،استاد عوضی برای دیدن کامل این متن  اینجا باید کلیک کنید طبری، موسسه آموزش عالی برنجیان ! مشروط طبری بابل


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 22:16  توسط آشوبگر  | 

از قضا آن تجربت صفرا فزود ! (برمبنای واقعیت)

 

اکبری درطلوعی برنجیان دزد کلاه بردار مظفر حراست موسسه دانشگاه طبری !

 

طوطیان شکر شکن سرزمین پهناور بابل ستان و مازندران چنین روایت می کنند که :

مولانا،شیخ،پلوخور،برنجیان، چون همیشه قصد پیچاندن مسند مدیریت دانشگا در راه خدمت به جیب مبارک خویش و دست به سر کردن علم جویان دادخواه و بعضا شبه معترض به اوضاع نابه سامان و  جیب صاحب و سهام دار فقط پر کن دانشگای تبرا داشتندی ؛ پس طبق عادت معهود مراسم مولانا بپیچان؛ شمس، مسجد بگردان به ظلم به جا آوردندی و توصیه بسیار به شمس تاریکی، خان مظفر حراست زاده، کردندی که کشتی تا ته در گل فرو ذفته دانشگای تب-را را چون همیشه صیانت کردندی چنان که کسی جرائت نکردندی بپرسندی دانشگاه و دانشجو سیری چند !

ظهر به شامگاه رسیدندی و مظفر به دارالحراست رفتندی و همه چیز به خوبی گذشتندی؛ که در وقت سه تن سوار دیو پیکر و ناشناس با سنین کبیره قصد تجاوز و ورود بی اجازه به دانشگاه کردندی که به مدد عکس العمل به موقع مامورین حراست از آنها پرسش کردندی که به کجا چنین شتابان شما رفتندی ؟! و گیر دادنی عظیم ایجاد شدندی !!!

 یکی از سوراران را پاسخ آمدندی که به دانشگای تبرا خواهیم رفتندی

و حراست که دستور اکید بر عدم ورود جانیان و ارازل به محیط علم پرور و فرهنگی طبرا داشتندی، گفتندی که فقط علم جویان تبرا حق ورود داشتندی و شما اجازه ورود نداشتندی ؛ دماغتان بسوزد دندی که از این علم گاه خفن نمی توانید حتی لحظه ای دیدن کنندندی !

و سوراران را توجه به کساشیر حراست نبودندی و به سمت بالا رفتندی که ناگاه بر اثر اطلاع پیک حراست، مظفر از گوشه ای بجستندی و در راه توالت های Open تبرا، حال سواران گرفتندی و گفتندی شما به کدام گور می رویدندی ؟

و یکی از سواران را چنین بر آمد که ما به محیط علم و دانش آمدندی که همه مجاز به ورود و استفاده از تمامی علم گاه های وزارت علم ها و تحقیق ها هستندی.

مظفر برآشفت و به فریاد چنین برآورد که اینجا قانون داشتندی و شما حق نداشتندی به آن ورود کردندی !

دیگر سوار گفت کدام قانون را تو گویندی ؟

و مظفر گفت قوانین وزارت علوم تحقیقات فناوری را گویندی! و با جنم فراوان سواران را خواست بیرون کردندی که یکی از سوراران بر آشفت و برآمد که :

هان ! وزارت علوم ؟! پس بگو مدیر دانشگاه دکتر برنجیان آمدندی که طبق قوانین وزارت علوم ایشان موظف بودندی که تا ساعت 6 عصر در دانشگاه بودندی و تکان نخوردندی

و مظفر از این گستاخی چنان برآشفت که فریاد زدندی : تو کی باشی که بخوای با مولانا برنجیان صحبت کردندی ؟ گم شو بیرون تا تو را اخراج نکردم دندی و با اردنگی بیرونت نکردمندی که بسیار غلدرم و دوست دارم زور گفتندی !

و سوار گفت من همانم که از تو جوان بی شعور تعهد خواهم گرفتندی چون برعکس این علم جویان فلک زده من زورم به تو رسیدندی چرا که نماینده وزارت علوم بودندی !!!

 

و بسیار همهمه گشت و مظفر تعهدی کتبی امضا کردندی که دیگر از این غد بازی ها در نیاورندندی تا درس عبرتی باشد برای گستاخان دیگر که گرچه اسمت حراست باشدندی ولی حق بی احترامی به هیچ کس را نداشتندی، پس بشین و احترام خویشتن نگه داشتندی که گه گاه ممکن است بازرسی مچت را گرفتندی ! 

و برای زهر چشم گیری بیشتر مطابق آنچه شیخ کله پوک رسواچیان در سنگ نبشته های تارنگار خویشتن آورده بودندی به سلف های مختلط گیر دادندی چنانچه بعد هابه تلافی این کار و برای گرفتن حال علم جویان سلف را با 6 متر ورق ضد گناه پوشادندی تا عبرتی باشد بر دختران که در تارنویس هایشان هارت و پورت نکردندی و از دیدن فشن یارد محروم شوندی و در محیطی سیه چال گونه نهار کوفت کردندی چنان که می کنند و خواهند کرد !

این چنین بود که از قضا آن تجربت صفرا فزود و پیچاندن برنجیان و گیر دادن الکی خان مظفر و حراست عاقبت باعث تعهد دادن کتبی مظفر ، حاکم دارالحراست و ضایع شدن مولانا شیخ پلوخور ، محمد جوات برنجیان شد آن هم به نماینده وزارت علوم ! گرچه در پایان به تلافی این کار،بر فشار های علم جویان افزوده شدندی، آنچنان که گفته شدنی و لینک دادندی؛ و خداوند خود بر مسائل آگاه و دانای مطلق است، باشد که همه ما هدایت شوندی و عبرت گرفتندی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 بهمن1387ساعت 23:12  توسط کله پوک  | 

اندر باب مراسم مولانا بپیچان؛ شمس، مسجد بگردان به ظلم !

 

برنجیان اسکندری طبری بابل اکبری درطلوعی عمران طبری موسسه دانشگاه بابل

آورده اند روزی شیخ پلویی، حاج سید دکتر جوات برنجیان، همچون همیشه قصد پیچاندن مسند مدیریت دانشگاه و عزیمت به مسند مقدس خدمت هرچه تمام تر به جیب مبارک و خاندان برنج خوران بود ، لذا قاصدی احظار کردندی و خان مظفر، دست راست و ابزار قدرت خویش را احظار کردندی تا حدیث دل باز گویندی و خویشتن به نخجیر مال و ثروت بیشتر برای دامادان و ارث خوران مشغول گردانندی و از روز حساب بیشتر غفلت کنندی !

مظفر چو بشنید که مولایش  او را به محضر فراخوانده، شتابان از گیر دادن به علم جویان موسسه آموزش عالی طبری دست برداشتندی و به سوی کاخ پلوخوران شتابان دویدندی و دانشجویان از این که شر چنین ظالمی از سرشان برداشتندی بسیار به جان قاصد پیام دعای بسیار کردندی تا جایی که فراموش کردندی عذاب الدوله "مسیبی " در جا حاضر شدندی و مامور عذاب دیگر نازل آمدندی همچون و بلکه بدتر از خان مظفر !

چو بانو "سامره جهانی" به متقاضیان زیارت شیخ پلویی و دادخواهان فرمودندی دیگر امروز جوات خان دیگر به کسی بار ندادندی و فقط مظفر را بار دادندی، جایی از انتهای ماتهت متقاضیان چنان بسوختنتی که بوی کباب و سوختگی ماتهت کاخ از کاخ پلوخوران تا کاخ های خرسنبکان و آبدارچیان و حاملگان و ... به مشام می رسید و آشفتگی و اعتراض بسیار برآمد که به مدد سرکوب شدید خان مظفر و سربازان حراست ظرف دقایقی خرد  به اتمام رسیدندی و فضای رعبی خفن (!) در کاخ پلوپزان و پلوخوران ایجاد شدندیکه تا کنون هیچ کس جرائت جسارت مجدد به خود راه ندادندی و آرامش حکم فرما شدندی به مدد ظلم علی المظلوم !

چون بانو جهانی به عرض خان مظفر رساندندی که برنجیان وی را بار دادندی، مظفر شتابان و با احترام و پاچه خاری تمام و در محضر پلویی برآمد که :

ای جوادم ، ناز من، مولای من / ای تو مولانا و نای و ساز و راز من

پاچه خارم ، مخلصم در بند تو / همچو اقوامی که چپاندی تو به ناحق این چنین در مسندی !

باشد آبدارچی و آشپز و مسئول در  / یا که این مسئول IT ؛ دخترت گلنازِ منگول، یا جهان گیرِ خر !

 

شیخ جوات پلوخور که از فرط پاچه خاری مخلطانه مظفر به اوج عرفان و شوق آمده بود چنین برآورد که :

 

ای مظفر، شمس من خورشید من / ای به تو دل بسته ام بهر حراست این همه امّید،من !

گرچه 64 یا 5 باشد سن تولید و نسل تو  / کشتی تب-را سپارم؛ من به نادانی دست تو !

من بپیچانم خلف وعده مسند خود را کنون / تو بمان و گیر ده بچگان را چون کنون !

 

آورده اند که در تاریخ گه ر بار دانشگای طبرا، از همان آغاز دلدادگی شمس مظفر و مولانا برنجیان تا کنون، ماجرای پیچاندن علم جویان مشتاق زیارت مولای پلوخوران، شیخ برنجیان و خراب شدن عجل معلق و شمس تاریکی، خان مظفر و لشکر ظالم حراست همچون طوفان بلا بر علم جویان دختر و پسر دانشگای تبرا، دقیقا پس از نماز دیگر (نماز ظهر) آنچنان ادامه دارد که مورخان به آن لقب "مراسم مولانا بپیچان؛ شمس، مسجد بگردان، به ظلم "دادندی و این یکی از سن لا یتغیر موسسه آموزش عالی طبری از زمان اجداد تا زمان ظهور منجی دانشجویان بوده، هست و خواهد ماند !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 22:40  توسط کله پوک  | 

وقتی کله پوک نبود ...

 

وقتی اولین روز با اون پست دستگاه غذا طبری معروف و بعدش هم اون عقب نشینی ضایع دانشگاه طبری با وبلاگ کله پوک آشنا شدم، احساس کردم تبرا جایی متفاوته ... مدت ها فقط یک خواننده بودم و گه گاهی نظراتی بصورت خصوصی با کله پوک رد و بدل می کردم تا این که روزی خودم را در جمع دوستان دیدم و دیدم شدم یکی از نویسندگان این وبلاگ

الان چند روزی هست که می نویسم ... اما نوشته هام یه چیزی کم داره ... چیزی که پست های کله پوک داشت و مال من نداره ... به قول خودش "کله پوک تلخی حقیقت رو با شیرینی طنز مخفی می کنه" ...

حقیقت همینه ، واقعا اگر حرفی برای گفتن داشته باشیم نباید اونو مستقیم بگیم ؛ اولش یه عده تشویقت می کنن ، بار دوم فقط گوش می کنن... اما از بار سوم به بعد تو رو به عنوان یه آدم غرغرو میشناسن و اونجاست که دیگه حرفت خریداری نداره ...

فکر می کردم شجاعت تو گفتن حقیقته ... ولی الان میدونم شیوه گفتنش خیلی مهمه ... این که بتونی حرفتو بزنی خیلی خوبه ... ولی این که طوری حرفتو بزنی که دیگران قبولش کنن از اون مهم تره ...

کاش همه  کله پوک بودن ... یا حتی اونقدر واقع بین بودن که بگن :

خانم ما مرد نیستیم رومون خط بکش

پرچم رو بگیر خودت بشو رئیس جنبش

 

ما که از مردی مُردیم ؛ لا اقل تو زن باش

یه کم از عطر غیرتت رو ما هم بپاش

 

به یاد استادم کله پوک (س.م.ن) ... جاتون واقعا خالیه ...

پ.ن : 1 2 3 4 5

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 21:26  توسط آشوبگر  | 

ثبت نام اینترنتی و اهداف پشت پرده

 

برنجیان دزد اسکندری مهندس اسکندری طبری بابل تبرا دشمن

طبق آنچه شما هم می دانیدنخستین انتخاب واحد اینترنتی دانشگاه طبری برای دانشجویان کامپیوتر (مرداد ۸۷) بود. این که این طرح چقدر موفق بود و چه مشکلاتی پیش آورد و چه نتایجی داشت که اصلا لحاظ نشد ،بحث امروز نیست چرا که در دنشگای طبرا اصولا تحقیق چیز تعریف نشده ای هست ! حقیقت اینه که اون زمان دانشگاه ظرفیت نداشت همه رو تلکه کنه کامپیوتر را بهانه کرد، الان زورش می رسه همه رو تلکه می کنه !

حقیقت اینه که ثبت نام اینترنتی که اصلا نداریم ! این اسم رو از روی بی سوادیشون روی انتخاب واحد اینترنتی گذاشتن !

اما این که چی شد اینا یهو به این فکر افتادن اون همه فشار ثبت نام و اذیتی که دانشجو می شد رو کم کنن خودش جای سئوال داره ... سلام گرگ و اسکندری و برنجیان بی طمع نیست !

اما دلیل اینترنتی شدن خیلی آسونه !با اینترنتی شدن مراحل انتخاب واحد، دیدن نمره و ... شما مجبورید تمام پول شهریه رو یک جا پرداخت کنید و دیگه خبری از قسط بندی شهریه و ... نیست !

ضمن این که اگر حتی ۱۰۰۰ تومن به دانشگاه بدهکار مونده باشید نمی توانید نمره های خودتون رو چک کنید تا زمانی که از نظر مالی همه بدهیتون به زایشگای تبرا رو داده باشید !!! من به این کار می گم بج گیری ! شما چی میگید ؟!!

 

 اگر واقعا می هواستن به نفع دانشجو کار کنن تاریخ ثبت نام اینترنتی رو حداقل چند روز میذاشتن چون همه که با اینترنت آشنا نیستن

ضمن این که خیلی از بچه ها هستن که واقعا استطاعت مالی نقد پرداخت کردن کل شهریه رو ندارن ... شاید تو که پشت میزت نشستی و هی برا خودت هرجور فشار رو دانشجو رو زیاد می کنی دانشجو مهم نباشه ولی اگه چشاتو یکم باز کنی و از اون اتاق کوفتیت بیای بیرون می فهمی تو دنیا چه خبره

کاش یکی یدا می شد در گوش این برنجیان بگه :

عمو جوات ! دکتر جون ... روشنفکر ... این ساز صداش تو گوش ما نمیره

دست از این بامبولا بردار

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 9:2  توسط آشوبگر  | 

اولین لبخند پدر در طبری،بابل

                       لبخندهای تبرا زدگی!!

  روزی که اومدیم بابل،به خیال ادامه تحصیل تو یک دانشگاه!!!

 ماشین خودمونو جلو مسجد پارک کردیم. دم در پدری با لبخند به دخترش میگفت:((ثبت نامت تمومه؟،مبارکه! ))اولین لبخندی که دیدم کمی سرد شد!(بعد از سرد شدن لبخند من موقع نتیجه کنکورواز قبولی تو جایی که نمیشناختم!)لبخند پدرم بود.اون حتی نگرانی خودشو نتونست مخفی کنه!

بعد از دیدن دانشگاه!! اون هم به قول خودش ((تو طبقه سوم آپارتمان!))، از مسوول ثبت نام آشکارا پرسید:

((آًقا! مدرک اینجااعتبارهم داره؟))  

لبخند من که تو تهران خشکیده بود،با کلام پدرم بیشتر خشکید !

و پدرهم به طرز بی رحمانه ای سانسور را بیشتر پاک کرد،لبخند پدر باز هم بیشتر خشکید.

(( برو سریع   کارت راه  بیفته)) ،  توصیه پدرانه برای همه جاهایی که ملت رو سروکول هم بالا میرن!

هر جاکه صفه!جهان سوم.آقا! خانوم!صف!و تبلور همه اینها توی بانک و  جهنم تبرا تو شهریور بابل!

زمانی که از در بیرون می اومدم،عده ای به من و پدرم نگاه میکردند،پدرم هم با همان لبخند میگفت:  ((ثبت نامت تمومه؟،مبارکه!))،معنی این لبخند پدر رو هم فهمیدم... !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 1:13  توسط غارنشين  | 

زندگی میمونی و دانشگاه طبری !

کلاه برداری های دکتر جواد برنجیان در دانشگاه طبری مهندس اسکندری مهندس اکبری مهندس درطلوعی

بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند. نارگیل را از دو طرف سوراخ می کنند، یک طرف کوچکتر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمی درشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود...(برای دیدن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 20:45  توسط کله پوک  | 

ریاست اصلی موسسه آموزش عالی طبری بابل

سلام

 

من آرمان هستم...آرمان جهانگیر ... بچه ها بهم میگن جاگیر ... چراشو از خودشون بپرسید

خدای کامپیوتر و اینترنت هستم و تنها مشابه من تو دنیا بیل گیتسه که البته اونم خیلی چیزهارو از خودم یاد گرفت به اینجا رسید.

آرمان جهانگیر برنجیان طبری بابل

من که به خودم اعتماد دارم.مدرکم شوق لیسانس (فوق دیپلم) کامپیوتره !

در بخش فناوری اطلاعات دانشگاه تبری (!) کار می کنم و علاوه بر اون مسئول سایت اینترنت ، سایت عمران ، مسئول ورزش (!) ، مسابقاتورزشی (!) کلاس های تقویتی و هرچی که فکرشو بکنین هستم !

می گید نه ؟ خوب بگید نه ! من که به علت رفاقتم با بعضی از عناصر با وجود بی سوادی و حتی نداشتن یک مدرک فوق دیپلم (مدرک الانم معادل فوق دیپلمه !) بنا به مسائلی که به شما ربط نداره اینجا همه کارم !

سایت اینترنت رو هم با اعمال شاقه و چند دقیقه در روز باز می کنم. رو در نوشتم زمان فعالیت سایت از ساعت ۸ الی ۱۸ ! بله.این یعنی از ساعت ۸ الی ۱۸ پول می گیرم و علت بعدیش اینه که هیچ کس از کار من سر در نمیاره و زورم زیاده ! پس برید گم شید دنبال نخود سیاه معرفی نامه و ... بگیرید ولی از ساعت ۱۱ تا ۱۱:۳۰ فقط می تونید بیاید !

چون قبلش حال ندارم بیام ! ساعت ۱۱اگه حال کنم در سایتو باز می کنم. ساعت ۱۲ هم وقت نهاره. بعدشم باید برن خونه.

ضمنا من همه کاره این دانشگام.حواستون باشه زرت و پرت کنید کارتون رو میسازم. تو اینترنت هم بیاید تو این وبلاگ حالتون رو میگیرم چون من نه تمام کامپیوترهای سایت دانشگاه بلکه همه کامپیوترهای مسئولان تا اون فغانی فلک زده رو تو کامپیوتر خودم تو اتاق سرور می بینم و گور پدر هرچی قانون و حقوق مدنیه !

راستی اگه خواستید زرت و پرت کنید قبلش اینجا کلیک کنید تا ببینید من تو دنیا کیم !

ریاست مدیر طبری بابل برنجیان جهانگیر دزد کلاه بردار مدرک بی ارزش

همونطور که می بینید تو دنیا منو به عنوان ریاست دانشگاه طبری میشناسن و برنجیان و ... همه پشمن ! پس حواستون جمع باشه من مهره جابجا می کنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت 10:24  توسط آشوبگر  | 

مژده به علم جویان طبری بابل

                                             مژده به علم جویان جدید تبرا

در پی شکایات علم جویان تبرا(پردیس آینده!)مبنی بر ردوبدل یا لااقل امکان!ردوبدل نگاههای معنی دار و بعضا شبه محرمانه!!! علم جویان(ونه برادران حراست)در حیاط (ونه دم در تبراا!یا اتاق حراست)٫ودر پی ابراز نگرانی برادران(چون احتمالا نگاه آنها فقط برادرانه است و نه دیگر هیچ!!!)حراست از آزردگی خاطر علم جویان به خصوص خواهران محترمه!از این اعمال قبیحه!رییس دانشگاه جامع تبرا٫شهردار سابق بابل٫ورییس اتحادیه صنف برنج دوستان و برنج خوران بابل٫تهران و لیدز!!!پروفسور برنجیان  اقدام به پوشاندن پنجره های غذاخوری تبرا به وسیله حدود ۶متر ورق مات کن از ابتدای ترم جاری فرمودند٫ که بدین وسیله از زحمات بیدریغ ایشان در استفاده از تکنولوژی ورقهای پیشرفته ضد گناه برای  امنیت علم جویان تبرا که از نظر ایشان توانایی تصمیم گیری حتا! برای محدوده دید خودرا ندارند!!! کمال تشکر را داریم. بدیهیست که علم جویان! جدید بی هیچ نگرانی از چشم بد!!! میتوانند در محیط علم پرور تبرا به کسب علم روز دنیا! بپردازند٫وبا توجه به انحصاری بودن نگاهها(تنهاوتنها بوسیله نگاه برادرانه برادران حراست!)اجبارا احساس امنیت یا خوشحالی کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 دی1387ساعت 19:59  توسط غارنشين  | 

 

سه كله پوك - شب آخر - بابلسر

 

چند روزي در كنارتان بوديم و گفتيم از نا گفتني ها و نا ديدني هايي كه ديديم ...

هرچند هستند گفتني هاي نا گفته بسيار و ديدني هاي بسياري كه ديديم و نگفتيم و ديديم و نتوانستيم بگوييم يا نشد كه بگوييم ...

امروز مي خواهيم حقايقي را بازگو كنيم كه نكرده بوديم ... بله ... مي خواهيم !

تا چند روز ديگه ما از تبرا آزاد مي شيم ...

خيلي اذيتمون كردن ولي تموم شد !

امروز ديگه وقتش رسيده كه بنويسيم ... بنويسيم كله پوك كه بود ! كله پوك ۳ تا از شما بود ... در كنار شما بود و مثل سايه ... چه دوگانه زيست و چه غريبانه رفت ...

عذر مي خواهيم اگر آنچه نوشتيم تند و گاه تلخ بود ... كاش مي توانستيم تلخي حقيقت را با شيريني طنز كم كنيم ...

گرچه زياد طول نكشيد ۳ دوست بشن ۳ كله پوك ... اما خيلي طول كشيد ۳ كله پوك بشن يك كله پوك و ذره اي از فشارهايي كه اين چند سال تحمل كردن رو به رشته تحرير در بيارن ...

ديگه هيچ كدوم ما درست نخواهيم شد ... اميد داشتيم كه با عقده گشايي هايمان در اين وبلاگ كمي از رنج روحمان كم كنيم ... كم نشد ... فهميديم نمك پاشيدن بر زخم باعث سوزش بيشتر آنست ...

نمي دانم پس از اين كله پوك وباره مي شود ۳ كله پوك و بعد به تاريكي مي گرايد يا باقي مي مانيم ... ولي خوب مي دانم روح كله پوك همواره باقيست ...

مي خواهيم بعد اين زندگي كنيم ... مي خواهيم خاطرات طبري را فراموش كنيم ... تمام شد ... دانشگاه طبري تمام شد ... شايد اين التيام بخش روحمان باشد

امروز به هم قول داديم هيچ وقت ... هيچ وقت به طبري باز نگرديم

پل هاي پشت سرمان را خراب مي كنيم كه ديگر اگر هم بخواهيم و در تنگنا هم باشيم نتوانيم به تبرا باز گرديم ...

امروز رفتيم به بابلسر ... شايد آخرين عكس سه كله پوك باشه ...

 

پل ها را خراب كرديم ولي هنوز هم ترسوييم ... هنوز هم جرائت نداشتيم بگوييم كي هستيم ...

تو اي كه در كنار ما بودي ... شايد بگويي ممكن نيست اين ها باشند ... ممكن است بگويي دروغ است ... ولي حقيقت با واقعيت فرق دارد

امروز سرانجام پوست انداختيم ... ديگر نيستيم انچه بوديم ... تغيير كرديم ... شايد تغيير جزئي از هر چيز است

 

دلمان مي سوزد كه چرا خوب تغيير نكرديم...

 

آيا مي توانيم روزي همان شويم كه بوديم ؟

آيا مي توانيم روزي باز مهربان باشيم و ديگران را دوست بداريم همان طور كه قبل از آمدن به طبري بوديم ؟

آيا فرصتي براي اعتماد مي يابيم ؟

آيا روزي به اين روز ها خواهيم خنديد يا خاطرات دانشگاه طبري بابل همچون لكه سياهي ما را آذرده خواهد كرد ؟

 

مي رويم ... اما نه با كوله باري از دانش ... مي رويم با كوله باري رنج و حسرت از زماني كه مي توانست برايمان بهترين دوران باشد

 

نام هاي زيادي در ذهنمان مي گذرد ... دكتر جواد برنجيان... مهندس اكبري ... در طلوعي ...مسافري ... فغاني ... آي رام !!! و ...

عذر مي خواهيم از آنان كه گفتيم با آن ها خواهيم ماند ... طاقت نياورديم كه بمانيم ... كله پوك و تبرا را به وراث لايقي خواهيم سپرد

عذر مي خواهيم از آنان كه فكر كردند كله پوك پير و خسته يك نفر است ... ما چنين ادعايي نكرديم ... شما فكر كرديد

عذر مي خواهيم از بهاره و دختراني كه فكر كردند ما پسريم ... خودتان مي دانيد كه ترسو بوديم ... شايد هم محافظ كار ... جبران مي كنيم

عذر مي خواهيم كه در واقعيت آنچه مي ديدينمان نبوديم ... از ترس شما بود كه تظاهر مي كرديم ... خودتان نخواستيد كه كمك حال و يار موسسه آموزش عالي طبري بابل باشيم و با ياد آوري نواقص آن شما را در بهبودش ياري كنيم ... انتقاد پذير نبوديد وگرنه امثال ما زيادند

 

امروز با هم قرار گذاشتيم هيچ وقت به طبري باز نگرديم

امروز شايد روز آخر دوستي ما بود و شايد روز اول

تبرا را به وارث لايقي سپرديم ... كله پوكي بهتر و عاقل تر

 

تمام شد...

س.م.ن

بابلسر ... شب آخر

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 دی1387ساعت 2:4  توسط کله پوک  | 

دانشگاه طبری در سال ۱۴۰۰ (طنز)

 دانشگاي تبرا در سال ۱۴۰۰ هجري شمسي !

بعضی از بچه ها ميگن با اوضاع كنونی مثل بومي سازي ، نارضايتي شديد دانشجويان و ... به نظر نمی رسه موسسه آموزش عالي طبري بابل مدت زيادي دوام بياره و دير يا زود درش تخته ميشه !

اما كور خونديد ! تا زماني كه دانشگاه طبري بابل سهام داراي كله گنده ای مثل عمو حسن پور داره هرچقدرم مزخرف باشه درش رو كسي نمي تونه تخته كنه !

اما فكر مي كنيد در سال ۱۴۰۰ چه اتفاقي برای مواسسح عاموظش آلی تبرا مي افته ؟

خوب در اين مبحث قصد بررسي همين موضوع را داريم !

 

۱. به علت دو دره بازي هاي خفن اين دانشگاه و پول زور گرفتن هايي مثل فروختن غذاي ۱۵۰ توني به قيمت ۳۵۰ تومن ! دريافت شهريه پيش پيش ! آوردن اساتيد در پيت براي پرداخت پول كمتر ، تهيه نكردن امكانات آزمايشگاهي و رفاهي براي دانشجو ، استفاده از ساختمان هاي مخروبه ، باند بازي و پارتي بازي و ... در سال ۱۴۰۰ جيب سهام دار هاي طبري بيش از پيش پره !

 

۲. چيزي به نام موسسه آموزش عالي طبري بابل وجود نداره ! بلكه نامش به پرديس تغيير كرده و رفته كنار جاده !

اينم بگم پول اين پرديس رو از همين ۲۰۰ تومن گرون تر فروختن غذا به ما و حقه بازي هايي كه بالا گفتم تا همين الان كامل در آوردن !

 

۳. خيلي از بچه ها به دليل تغيير نام از طبري به پرديس به خاك سياه نشستن چون مداركشون معلوم نيست براي كجاست و آلاخون والاخون تبديل و اين كاران !

 

۴.مجسمه اي بتني از از دكتر جواد برنجيان موسس و بنيان گذار موسسه آموزش آلي طبري (بخوانيد تب-را)  كه آن روز ها شده موسسه آموزش عالي غير انتفاعي غير دولتي پرديس بابل در وسط صحن دانشگاه پرديس بابل(تبراي سابق) نصب شده !

 دقت كنيد در آن زمان فشن يارد ديگر وجود نخواهد داشت !!!

موسسه آموزش عالي پرديس مازندران ( موسسه طبري بابل سابق)

 

۵.دانشجويان هر روز موظفند جلوي اين مجسمه رژه بروند و به دكتر جواد برنجيان رئيس محترم دانشگاه طبري بابل درود بفرستند !

۶. در روز دانشجو به افتخار دكتر برنجيان، مسابقات طبخ برنج و انواع شيريني برنجي برگزار ميشه ! در اين ميان گاه گاهي نان برنجي و فريني و ساير مشتقات برنج هم سرو ميشه !!!

۷. الان دانشگاه طبري چند تا شعه داره ، مثل طبري لندن ، طبري سوربوم (!) و ... !

۸. با اين حال هنوز هم مدرك دانشگاه طبري از سوي سازمان نظام مهندسي ايران مورد تاييد نيست و هيچ ارزشي نداره !

۸. مهندس اسكندري هر روز اجازه اعدام تا ۱۰ دانشجو و شكنجه تا ۵۰ دانشجو را داره !

۹. همه دانشجويان موظفن جلوي اقاي مسافري زانو بزنن و بگن تو بهترين كارمند دانشگاهي !

۱۰. مهندس اكبري و دوستان دو شعبه اكبري و دوستان طبري مشغول فعاليت خفن كامپيوتري هستن !

۱۱. مهندس درطلوعي و قرباني در شعبه خانه عفاف ... چيز ببخشيد لاو استيشن (!) ... يعني همون معماري خودمون (!) دارن به سختي كار مي كنن تا ارشيتكت بدن بيرون !

۱۲. عمراني ها هنوز هم به دليل نژاد پرستي هاي جواد پلويي از سوي ساير اقشار معماري و رايانه ترد شده هستن !

 

به نظر شما چه اتفاق هاي ديگه اي تو دانشگاي تبرا در سال ۱۴۰۰ مي افته ؟!!

+ نوشته شده در  شنبه 14 دی1387ساعت 3:51  توسط کله پوک  | 

جوابیه 2 !

گه گاهی دوستانی سر می رسند و نظراتی مخالف نظرات من و شاید اکثر دانشجویان موسسه اموزش عالی طبری بابل دارند. چه خوبه برعکس جو دانشگاه طبری بابل آدم انتقاد پذیر باشه و با هر حرکت مخالفی ذات جبار خودشو نشون نده.من هم دوست ندارم مثل آدمایی باشم که با یه کشمش سردیشون می کنه با یه غوره گرمیشون ! (از قصد برعکس نوشتم !)

همیشه یه سئوال تو ذهنمه و اون اینه که چطور کسی که طبق ادعای خودش دکتر مملکته و از نظر روشن فکری رو دست نداره (البته به ادعای خودش) می تونه اینقدر انتقاد ناپذیر و جبار باشه ! (به عمد نگفتم خشک مغز و متحجر که پس فردا نگن به ما فحش دادید ! )

 

منظشورم واضحه به کی میگم! رئیس محترم موسسه طبری بابل ، دکتر برنجیان عزیز .... دکتر مملکت، روشن فکر ... تو که کباده علم و ادب می کشی چرا انتقاد پذیر نیستی ؟ مگر ندیدی عاقبت ستمگران را ... مگه تو نیستی که اول از همه تو صف نماز جماعت تو نمازخونه ای که نه در داره نه پیکر و به نظر من نماز خوندن توش توهینه به مسلمانان و نماز گذاره چرا که مقدس ترین جای زمین روبروی نجس ترین جا که همون دستشویی باشه هست(البته این نظر منه و نظر دوستان مقدمه)

خلاصش می کنم دکتر جون ... مطمئنا بچه های نشریه شوخی که از درس معلقشون کردی می تونستن کمک خوبی برات باشن ... اونا درواقع سوپاپای اطمیمینانی بودن که جلوی انفجارو میگرفتن

شاید به خیال خودت با اخراج و معلق کردن دانشجوها و افزایش سخت گیری بتونی خفشون کنی ... ولی یادت نره روز به روز تعداد دانشگاه ها و موسسه های درپیتی مثل طبری بیشتر میشه و دست اخر می بینی سر تو و شرکات خصوصا اون مهندس اسکندری بد اخلاق بی کلاه موند

موندم که تو اون دنیا جواب این همه دانشجویی که بهشون خیانت کردی و حقشون رو پایمال کردی رو میدی ؟ من که ازت نمیگذرم ... راستی تو که تو صف نماز جماعت اولین نفری اصلا خدا و پیغمبر میشناسی ؟

شنیدی میگن الملک یبغا بالکفر و لا یبغا بالظلم ( حکومت با کفر پایدار می ماند اما با ظلم هرگز) ؟

 

خدا ازت نگذره که از ما ازت نمیگذریم

 

 

اما بعد کمی عقده گشایی برسیم به جوابیه پیمان عزیز :

 

هدف از نوشتن این چرت و پرت ها چیه؟

چرت و پرت ؟!

يعني شما اين چيز ها رو چرت و پرت مي بينيد ؟ يا فكر می كنید من برای خنده و وقت كشی اين مطالب را می نويسم ؟!

در اين صورت بايد بگم سخت در اشتباهی دوست عزيز ... توصيه دوستانه من اينه كه يكم به دورو برت با دقت نگاه كن.

كتابي داشتم كه اسمش اين بود :


دانشجو خوبه سيب زمينی نباشه !


1-اسم خودت رو گذاشتی کله پوک

چون :

اولا برعکس خیلیا خودمو عقل کل نمیدونم و متنفرم از این که فکر کنم یا ادعا کنم چیزی هستم که نیستم

ثانیا : اگه کله پوک نبودم بجای این عقده گشایی ها میشستم درسمو می خوندم زود تر از این جهنم طبری (بخوانید تب-را) خلاص شم !


2-به طبری میگی تبرا

دانشگای تب-را !

یا

مواسسح عاموظش آلی تبرای بابل !


3-همش هم داری از این دانشگاه ایراد می گیری

حتی اگه واقعا زیر ساخت یه دانشگاه رو داته باشه (که نداره) لازم نیست خوبیاشو بگم ! چون :

اولا : موسسه آموزش عالی طبری بابل حتی در حد یک اموزشگاه هم امکانات نداره و اصلا حق نداشت به عنوان یک مرکز دانشگاهی شناخته بشه

اگر مخالف این فکر می کنید من چند تا از دوستان معماریمو براتون معرفی می کنم برید از اساتید معماری بپرسید حداقل چیزهای مورد نیاز برای یک مرکز آکادمیک چیه و با تبرا مقایسه کنید.

با کمی تحقیق حتما متوجه می شوید در دانشگاه طبری بابل حتی حداقل زیرساخت ها و امکانات لازم یک مرکز آکادمیک (دانشگاهی) رعایت نشده ... حتی در حد یک مدرسه ابتدایی هم رعایت نشده !

ثانیا : آنقدر برنجیان و بعضی آدم هایی که نمی دانند الکی از تبرا تعریف می کنن و بزرگش می کنن که همه حالشون ازش بهم می خوره. ولی بازم می گم اگه خوبی از تبرا دیدم حتما میگم که نگید بدی بود همش !


همه اینها برای خندیدن و روحیه گرفتنه؟مطمئنی هرکسی با خوندن نوشته های جنابعالی می خندن و روحیه می گیرن؟

فکر می کنی من و صدها دانشجوی دیگه علافن و برای دلقک بازی این کار ها رو می کنیم ؟

ما میگیم تا اونایی که باید بشنون... اگه شنیدن و رفع کردن خوش به حالشون ... اگه شنیدن و پشت گوش انداختن به ضررشون تموم میشه

 

باور کنید منتقدان دشمن شما نیستن ... جناب دکتر برنجیان و بقیه کسانی که این حقایق رو می خونید ... باور کنید ما منتقدا می تونستیم سوپاپ اطمینان دانشگای شما باشیم ولی خودتون سرکوبمون کردید و نتیجشو خواهید دید

 


بهت توصیه می کنم چندتا دانشگاه دیگه رو هم ببین فقط با علوم فنون و ....مقایسه نکن . درسته کمی و کاستی داره اما نسبت به موسسه هایی که دیدم سره!

مطمئنی من از تو بیشتر دانشگاه ندیدم ؟!


یه توصیه جدی:آخر شب مطلب ننویس

 

ممنون دوست عزیز.توصیه ارزشمند و مفیدی بود.

 حتما توصیه های ارزشمند شما و هر عزیزی که لطف می کند و مرا قابل می داند و نظری می دهد را رعایت می کنم .

 

 

با بهترین آرزو ها

کله پوک

وب سایت رسمی دانشگاه طبری بابل !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 21:2  توسط کله پوک  | 

دانـــشـــــجـــــــــو

دانـــشـــــجـــــــــو

 

داشتم با بهاره صحبت می کردم که دیدم ای داد بی داد !

چقدر این کله پوک پیر باید بد بین باشه و دم از بد بختی بزنه ؟

چقدر طبری (بخوانید تب-را) ؟

یکم هم اراجیف برای وبلاگت کپی پیست کنی بد نیست !

لذا یکم اراجیف براتون میذارم که کاملا بی ربط هستند و از اینجا سرقت شدند !!!

برای مطالعه اراجیف باید قدم رنجه کنید روی ادامه مطلب کلیک کنید چون کله پوک می خوا دفضای دانشگای طبری همیشه خرچنگی .... چیز فرهنگی باشه !!!

 اما عنوان مطلبی که در ادامه می خونید اینه : از دیدگاه های مختلف دانشجو کیست ؟

 

حتما بخوانید تا کمی بخندید و روحیه بگیرید که در موسسه آموزش عالی طبری بابل کم نیارید !!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 دی1387ساعت 23:55  توسط کله پوک  | 

لطفا خر نشوید !!!

 

آخرین روزهای ترم مهر 1387 در دانشگای طبرا حال و هوای دیگه ای داره ... دیگه بچه ها مثل کبک نیستن که سرشونو زیر برف کنن و بذارن هربلایی که سرشون میخوان بیارن بیارن !

نمونه این اعتراضات در جشن ازدواج دانشجویی یا همایش 14 آذر به مناسبت 16 آذر (روز دانشجو) هست که اونایی که بودن بهتر میدونن چه بساطی شد.

از سوی دیگه داریم به زمان ثبت نام تکمیل ظرفیت ها نزدیک میشیم ... دانشجویان از این جا مانده و از این جا رانده ای که نمی دونن با ثبت نام در طبری چه بلایی سر خودشون میارن.

در این میان دوستان هم ظاهرا بیکار نبودن و بصورت علنی تلاش کردند به دانش جویان نگون بخت جدیدالورود موسسه آموزش عالی طبری بابل اخطار بدن که دارن چه اشتباه بزرگی رو می کنن !

از دور و اطراف اخبار ناراحت کننده ای به گوش می رسد ... هرجا که بحث دانشگاه طبری و وبلاگ تبرا پیش میاد بچه ها در مورد اخراج کله پوک بی نوایی بحث می کنن که کارش جز آگاهی دادن نبود !

امروز نمی خوام از کارت دانشجویی های اجباری 20 هزار تومانی بگم که از ترس وزارت علوم به دانشجو تحمیل شد... نمی خوام از تعهدی بگم که از خان مظفر (مسئول حراست دانشگاه طبرا) توسط نماینده وزیر وزارت علوم گرفته شد تا یاد بگیره باید چه طور با دیگران برخورد کنه ... امروز حتی نمی خوام بگم بچه های طبری حتی نمی دونن قدرت دستشونه و مسئولین دانشگاه مجبورن هرکاری بچه هال می خوان بکنن اگه خود بچه ها بخوان ...

نه ... امروز میخوام از اون دانشجویانی بگم که با کله پوک همدردی می کنن

از اونا که وقتی میشنون کله پوک اخراج شده احساس غم می کنن و میگن مگه کله پوک چیکار کرده بود که باید معلق بشه ؟!

 

می خوام به همه بچه ها در مورد شایعه اخراج من از دانشگاه و ترس و خفقانی که از این شایعه بیت بچه ها افتاد  بگم :

 

خر نشوید !

 

عکس از ورودی دانشگاه طبری برای دانشجویان جدید الورود

 

همونطوری که بچه های طبری خر نشدن و نذاشتن دیگران خر شن !!!

 

عکس از دفتر بسیج موسسه آموزش عالی طبری بابل برای دانشجویان تازه وارد

 

همونطوری که می بینید درست زمان ثبت نام بچه ها در یک اقدام ضربتی اعتراضشون رو نشون دادن و همه پلاکارت های ثبت نامی رو مزین به واژه "خر نشوید" کردند !!!

 

اعتراض به وضع اسف ناک دانشجویان موسسه اموزش عالی طبری بابل

 

جملات اعتراض آمیزی که ثابت می کنن تعداد کسانی که فهمیدن چه حقوقی ازشون داره پایمال میشه روز به روز در حال افزایشه...

 فراموش نکنید این دانشگاه طبری با پول امثال من و شما سرپاست و وظیفشونه رفاه ماها رو تامین کنن نه این که مثل پادگان زور بگن و سرکوبمون کنن

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آذر1387ساعت 0:26  توسط کله پوک  | 

ضریب نفوذ کله پوک و عاقبت دستگاه کذایی غذا طبری !

کله پوک ، عزیز ، گرچه مبارزه منفی با چهرچوب رفتاری من کمی ناسازگار است،اما نمی توانم منکر ضریب نفوذ شما دوست عزیز در میان دانشجویان و مسئولان دانشگاه طبری شوم.از وقتی  وبلاگ شما را دیدم واقعا به آن علاقه مند شدم هرچند بعضی جاها احساس می کنم کمی تند روی کردید. در مورد مطلب دستگاه "غذا طبری" باید عرض کنم الان که داشتم می آمدم متوجه شدم دستگاه را برداشته اند ! عکسی از آن ضمیمه می کنم امیدوارم مفید باشد.... (متن کامل نظر در آرشیو نظرات)

 (متن فوق کمی دستکاری شده بود ...برای دیدن نظر اصلی اینجا کلیک کنید)

ضریب نفوذ کله پوک و عاقبت دستگاه کذایی غذا طبری !

 

نابودی دستگاه های دروغیرزرو الکترونیک غذای موسسه آموزش عالی طبری بابل

 

توضیح عکس : برداشتن دستگای کذایی غذا-تبری به فاصله کمتر از ۱ روز از انتشار روشنگرنامه ای به همین مضمون از یک کله پوک احمق نماد قدرت جمعی دانشجویان است

مکان : دانشگای طبری - شعبه مرکزی

زمان : احتمالاکمی بعد از شنبه 11 آبان1387ساعت 15:46 (تاریخ نگارش مطلب دستگای غذا تبرای کله پوک)

اعضای حاضر : جاگیر،پلویی،چنگیز، خان مظفر و محافظان !!!

پلویی : این کله وک دیگه داره دم در میاره...نشسته پته ما رو میریزه رو آب !

جاگیر : خودم هکش می کنم

چنگیز : آقا گم شو بیرون ... برو بیرون آقا از اتاقم ...

پلویی : چنگیز جان چه ربطی داره ؟ نشستیم شور کردیم ببینیم با این معظل کله پوک و دوستان چه خاکی تو سرمون بریزیم !

چنگیز : آخه این جاگیر احمق داره چرت و پرت میگه ... تو اگه آدم بودی سایت دانشگا رو کنترل می کردی

جاگیر : من که دارم همه کامپیوتر های شبکه رو کنترل می کنم... قوانین هم اصلا مهم نیست ... بیا بالا اتاق سرور ببین کامپیوتر پلویی رو هم کنترل می کنم حتی خودش نمی دونه !

خان مظفر : مگه این کار نه تو ایران ، بلکه تو جهان غیر قانونی نیست ؟!

جاگیر : ول کن بابا قانون دیگه چیه ! اگه تبرا قانونی بود که به جای من یه متخصص شبکه باید تو اتاق کامپیوتر بود و کار بچه ها تو اینترنت همیشه راه میفتاد ... اینم همه کاغذ بازی لازم نبود و اینطور نبود بزنم ساعت کار سایت اینترنت ۸ تا ۱۶ بعد ساعت ۱۱/۵ بیام بازش کنم ، ۱۲ به بهانه نهار ببندمش و ۲ هم بگم جلسست جیم شم برم خونه !

پلویی : جاگیر بعدا خدمتت می رسم ! مردیکه نمک به حروم تو به چه حقی بی اجازه من از اتاق سرور کامپیوتر من و چنگیز و دکتر غلابی و فغانی و ... رو چک می کنی ؟

چنگیز : گم شو بیرون احمق ! تو بیشعور داری کامپوتر منو چک می کنی ؟ یعنی الان تو میدونی آخرین مدل کولر گازی که برای اتاقم سفارش دادم چیه ؟! گم شو بیرون آقا ! نه موافقت نمی کنم...برو بیرون

پلویی : سهامدار لطفا ساکت...الان نفع موسسه در میونه

چنگیز : تو هم گم شو بیرون ... من خودم مدیر میشم

مظفر : اگه تبرا تعطیل شه تو دیگه نمی تونی حوض کوچیکی که سفارش دادی رو با ماهی های قرمز ژاپنی تو اتاقت بسازی ٬

چنگیز : به من ربطی نداره ... اینا تو حیطه مسئولیت من نیس... ! ها ؟! چی ؟! تبرا باید ژابرجا باشه ... من نمی دونم کله پوک رو باید از اتاق بندازی بیرون

جاگیر : بابا اون که معلوم نیست کیه ... خنگ خدا اون یه وبلاگ نویسه

خان مظفر : بالاخره دم به تله میده ... اونوقته که گیرش میندازیم و با یه پرونده غطور اخراجش می کنیم... ها ها ...!!! (خنده مخوف)

پلویی : درسته ... درسی بهشون میدیم که دیگه خواب هرگونه اعتراض به ما یا حتی کوچکترین انتقاد از ما رو ببینن ... درسی بد تر از درسی که به بچه های ناسپاس نشریه شوخی دادیم ...

این بار برید زود دستگا ها رو بکنید و کمین کنید ببینید کدوم تاحمقی میاد عکس بگیره... درجا دستگیرش کنید و تو خوابگاه شماره ۱ دختران بندازیدش تا حسابی شکنجه بشه !!!

 

۶۰۰ قدم آن طرف تر ... خوابگاه دختران ... چیز،دفتر کله پوک... چیز ... یعنی کله پوک تو کلاس ... یکی از هوا داران : کله پوک دانشگا مرکزی طبری پیدات نشه که این یه دامه !

کله پوک : آخه چرا ؟ من باید حقایق رو رو کنم

هوادار : کله پوکی دیگه ! آخه یه قهرمان اخراج شده به چه درد بچه ها می خوره ؟ بچه ها به امید نیاز دارن ... شاید یه روزی ... فعلا تو یه سوپاپ اطمینانی ! فکر می کنی داری روشنگری می کنی ولی اول و آخرش زیر دست پلویی هستی احمق

الان خان مظفر و کلی دوربین امنیتی اینجا منتظرن تا ببینن کدوم خرفتی میاد عکس بگیره

کله پوک : OK. فعلا کارا تعطیل تا آبا از آسیاب بیوفته !

کله پوک به سمت کافی نت ! چک کردن نظرات وبلاگ ... یک نظر جدید ... از طرف عیسی عزیز ...

نظر بسیار جالب دوست عزیز این کله پوک پیر و خسته رو بطور کامل می تونید در آرشیو نظرات مطالعه کنید.

برداشتن دستگاه کذایی غذا تبرا نشانه دو موفقیت بزرگ است :

اول آنکه نشان میدهد مسئولین دانشگای تبرا چقدر روی کله پوک حساس هستند

و دوم این که ما موفق شدیم !

این شاید نخستین موفقیت ما درجهت مقابله با سیاست های انحصار طلبانه و دیکتاتوری دانشگا تبرا باشد ... توجه کنید استفاده از ما به این دلیل است که کله پوک خوب می داند خودش به تنهایی هیچ نیست ... بلکه چون با دوستانی مثل شما دارد به سان صفری بود که در جلوی خیل یک های شما قرار گرفت.

عیسی عزیز، ازت متشکرم ... واقعا کمک بزرگی کردی ، ضمن این که راهنمایی هات باعث شد کله پوک در رفتارش تجدید نظر کنه ... کله پوک قبول داره این چند روزه یکم شرورانه عمل کرده و سعی می کنه رفتارشو بهتر و روتین تر کنه ... بله بخشش هم مهمه به شرطی که مسئولین تبرا هم کمی و فقط کمی با ما راه بیان

 

به امید روزی که دانشگای تبرا شبیه یک دانشکده شود ! (دانشگاه پیش کش !)

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 آبان1387ساعت 16:31  توسط کله پوک  | 

دستگاه رزرو خودکار غذا دانشگاه طبری بابل

دیروز یکی از بروبچ گل نژاد پرست تبرا نامه ای محبت آمیز بههمراه یک تصویر کاملا سوژه به همراهش برای کله پوک ارسال کرد که من اونو دستمایه بحث امروز قرار میدم !

 

دانشگای تب-را و دستگاه رزور غذای ZX-Shu-mbuli-3xI !

(اسمشو زیاد جدی نگیرید !)

 دستگای "غذا-تبرا" :

عمو پلویی : در ادامه سیاست های سلطه جویانه خودم و برای خر کردن مسئولین (!) اقدام به نصب دستگاه های خفن رزور غذای ZX-Shu-mbuli-3xI کرد.

 

دستگاه جدید رزرو غذای دانشگاه طبری بابل

 

 

وی در ادمه سخنان گه ر بار خویش(!) افزود :

این دستگاه های خفن رو من از آلمان سفارش دادم واسه تب-را طراحی کنن و مثل مسجد تب-را چیز...ببخشید مواسسه عاموظش آلی تب-را تو خاور میانه تکه.

کیفیت این دستگاه ها منحصر به فرده و به زودی تو شعبه دوم دانش-گا یعنی طبرای لندن (!) نصبش می کنم تا مسئولین اونجا رو هم اسکول کنم !

وی در ادامه و در پاسخ یکی از بچه ها در مورد این که پس چرا این دستگاه های خفن غذا تون کار نمی کنه با مهربانی پاسخ داد :

احمق ! گم شو بیرون ... نه واستا ... اسمت چیه ؟ آها ... اسمشو بدید مظفر با یه پرونده قطور انظباطی اخراجش کنه که دیگه نتونه جایی بره دانشگاه !

وی در ادامه وقتی دید توجه به این حرف دانشجو زیاد شده و فشارهای عمومی روی او خصوصا از سوی وبلاگ نویس احمق و نمک به حرامی به نام کله پوک زیاد شده گفتُ و در پاسخ به این سئوال کمیته حقوق بشر که چرا یک دانشجوی وبلاگ نویس ... چیز اون دانشجوئه که پرسیده بود دستگاه خرابه رو اینطور برخورد کردید ادامه داد :

ببینید ما در دانش گای تب-را همیشه دموکراسی داریم و این طور نیست که مسئولان از مردم جدا باشن. من هم منشی گذاشتم دم در اتاقم که هرکی خواست بیاد تو جلوشو بگیره و شبم سریع جیم میشم تا دانشجو دستش به من نرسه. اگه هم وقت داشته باشم میگم جلسه دارم.

وی ادامه داد :

در دانشگاه طبری مسئولی که خودشو از بچه ها جدا بدونه و به دانشجویان احترام نداره جایی نداره.میگید نه ؟ برید دفتر اسکندری !!!

 وی در پاسخ به یکی از دانشجویان ناسپاس و بی شعور  ناپیوسته که گفت " مهندس اسکندری سلاممونم جواب نمیده" این دانشجوی بی انظبات را با یک پرونده غطور انظباطی اخراج کرد و افزود مهندس اسکندری یکی از سهامداران دانشگای منه و هیچ کس حق نداره دربارش چرت و پرت بگه !

عمو پلویی پس از پیچوندن مسئولان کمیته حمایت از حقوق بشر،برای خواباندن سرو صدا ها در مورد دستگاه غذار مزبور ادامه داد :

کی گفته این دستگاه ها خاموشه ؟ کی گفته ما غذای بی کیفیت و گرون می دیم ؟

ببینید این دستگاه همون طور که گفتم تا به حال در هیچ جای جهان استفاده نشده و تنها هدف من از خرید اون اینه که مسئولین نفهمن من غذای حداکثر ۱۵۰ تومنی رو به بچه ها ۵۰۰ تومن می فروشم...البته الان بخاطر فشار های وارده حجم و کیفیت غذا رو ۴/۱ کردم و ۳۵۰ میدم دستشون !

وی در مورد طرز کار این دستگاه افزود :

ما در ژتون های غذای دانشجویان سیستم خفنی تعبیه کردیمُ وقتی آن را به جلوی دستگاه ببرند و صدای Doops ! Doops,Doops,Doops...Tabari Kalej ! رو شنیدند یعنی غذاشون صرف شده !!!

 

پلویی در ادامه و با انتقاد شدید از وزارت علوم و فناوری در مورد عدم رسیدگی به تب-را و ندادن جیزه کافی خاطر نشان کرد غذای تب-را نه در طبری و نه بین دانگاه علوم و فنون و نوشیروانی بابل ، بلکه در ایران و خاور میانه تکه و راتاتول (موش آشپز) قراره دوره های آموزشی خفنی رو بیاد زیر دست آشپز های تبرا بگذرونه !!!

پلویی در مورد بهداشت غذاهای طبری سکوت کرد و گفت (!) : پس فکر کردید ما این همه کافور رو واسه چی تو غذای این احمقا می ریزیم ؟ بعدشم کلیجوهر لیمو و ادی=ویه می زنیم نفهمن ؟ ها ؟ واسه بهداشت غذاست دیگه !!!

مگه شما مرده رو با سدر و کافور نمی شورید ؟ برای چی میشورید ؟

 

پلویی در سئوالی نامربوط که یکی از بچه های پیوسته پرسیده بود ادامه داد : فکر نکنید ۱۰ ترم ۱۱ ترمه باید مدرکتون رو بگیرید ... شما باید دروس رو عمقی بفهمید [این واقعی بود] تا من حسابی از شما شهریه ثابت بگیرم [اینرو کله پوک اضافه کرده بود]

 

وی در پایان مراسم با استفاده از ژتون های مخصوص(!) که همیشه در اختیار دانش جویان تبرا بوده طرز کار با دست گا ی پیشرفته غذا-تبرا را به دانشجویان آموزش داد که تصویر آن در ادامه این صفحه از کله پوک نیوز پیوست گردیده :

دستگاه جدید رزرو غذای دانشگاه طبری بابل

توضیح در مورد عکس : با ژتون هایی که می خرید هم می توانید غذا رزرو کنید !!!

+ نوشته شده در  شنبه 11 آبان1387ساعت 15:46  توسط کله پوک  | 

نژاد پرست های دانشگاه طبری بابل !!!

کله پوک امروز می خواد به نقل از سایت خبری دانشگاه طبری بابل (!) مطلبی از SiavashMcs عزیز رو بصورت مستقیم و کاملا کپی و پیست (!) نقل کنه !

فقط برای تکمیل عرایض به دوستان نا آشنا به دانشگای تبرا عرض کنم جناب دکتر برنجیان رئیس محترم موسسه عاموظش عالی تبرای بابل هستند.

 

خبر فوری از سایت دانشگاه طبری بابل !

یکی از عمرانی ها:استاد برنجیان نه در بابل نه در مازندران بلکه در ایران مطرح است.

درطلوعی:پسر قشنگم برنجیان نه در ایران نه در جهان بلکه در

 منظومه قشنگ شمسی از همه دخترای قشنگم ، قشنگ تره.

استاد اکبری:دکتر برنجیان تهدیدی برای امنیت منطقه است.

استاد اکبری:بومی سازی را متوقف نمی کنم عمرانی ها هیچ غلطی نمی توانند بکنند.

استاد قائمی:در این احوال پر از آشوب و جنجال و قهر بازی که همه با هم قهر شده اند

استاد قائمی به معرفی محصول جدید خود به نام آی رام پرداخت وی اطلاعات زیادی

در این زمینه در اختیار ما قرار نداد اما از نحوه صحبت ایشان فهمیدیم

که شرکت گیگابایت در طراحی آی رام از ایشان کمک زیادی گرفته

و این محصول صرفا برای راحتی ایشان تولید شده.

استاد صابری:دکتر برنجیان و عمرانی ها نژاد پرستند.

درطلوعی: کوفتت بگیره.دانشگاه قشنگ طبری استادای قشنگ و جوانی داره

که همشون شاگرد اولند.

استاد صادقی:عنایتی، درطلوعی ما رو میگه ها!

استاد عنایتی:باله(بله).من همیشه کودکستان شاگرد اول می شدم.

استاد قائمی:آی رام را تا پایان امسال وارد بازار می کنم!

سرویس خبری:تجهیز هادی و وحید به وسائل امنیتی مانند تلفن بی سیم.

وحید :خبر مهمی داریم اما کاملا سری و محرمانه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آبان1387ساعت 22:9  توسط کله پوک  | 

جوابیه !

جوابیه !

 

نخستین گام های کله پوک با برخورد های متفاوت و بعضا متضادی از سوی عزیزانی که قدم رنجه می کنند و به کلبه خرابه کله پوک سر میزنند مواجه شده و از نظرهای ارزشمند این عزیزان که در آرشیو نظرات هر ارسال قابل دستیابیست کاملا مشهوده که حرف های من برای خیلی ها، خصوصا دانشجویان سایر دانشگاه ها سئوال بر انگیزه.

کله پوک به شما حق میده که براتون سئوالاتی ایجاد بشه چون به هر حال دانشگا (بخوانید دانش-گا)ی طبرا بسیار خفن و سطح بالاست و شما ندید بدیدها (!) که دانشگاه (بخوانید دانش- گاه) دارید محاله به سطح خفن امکانات رفاهی ما برسید ! دلتون بسوزه (الکی)

 

اول از همه  سیمین خانوم :

اینا جدی بود؟؟؟
اگه جدی نوشتین باید بگم که ما خیلی بهتریم!

کله پوک اهل ریا نیست. دروغ هم نمی گه. اصولا در مباحث روانشناختی پایه که مباحث بسیار خفنی هست و کله پوک اصلا دورو برشون نمی ره، دروغ گفتن خصوصا در کودکان نشانه رشد فکری هست چون تابلوئه کودک باید شعور و آگاهیش به سطحی برسه که برای برخی منافع بتونه حقیقت رو کتمان کنه. خوب کله پوک که کلش پوکه ! چطور دروغ بگه ؟!

برای اثبات حرف های کله پوک شما را دعوت می کنم به یک تور تعذیبی (!) به دانشگای تبرا !

زمان همه روزه !

این "موسسه ی آموزش عالی تب-را (طبری)" کجاست؟ کدوم شهره؟

 

مکان : بابل-میدان کشوری

شعبه ۱  (عمران) : مسجد طبری (تا نبینی باورت نمیشه مسجد رو کردن دانشگا !)

شعبه ۲ (معماری): یه ساختمون داغان که کردنش شعبه معماری (باید بری ببینی کجاش به آتلیه می خوره)

شعبه ۳ (کامپیوتر) : بانک اقتصاد نوین- بالای یه مغازه داغان-خوابگاه سابق دختران !!!

 

هزینه تور : ۴۰۰ تومان (از بابلسر تا بابل)

توجه ۱: از دادن هرگونه خوراکی مانند میوه،تنقلات و خصوصا آب آشامیدنی و نهار معذوریم.

توجه ۲ : خوش به حالتون نشه خودمون هم با اعمال شاقه و ارائه کارت دانشجویی و ضامن و ... کوپون نهار اونم از حداکثر روز قبل و اگه گیرمون میاد دریافت می کنیم.

توجه ۳ : بازم خوش به حالتون نشه چون حتی اگه ژتون باشه هم شاید نهار گیر ما هم نیاد !

توجه ۴ : صبحانه ؟! شام ؟! هه هه ! چاییدی !

توجه ۵ : جون کله پوک این توجهم بخونین ! نرخ رشد قیمت غذا ۵۰ تومان در ترم ! به عبارت ساده تر قرار بود این ترم غذای در پیت و کافوری طبرا به ازای هر واحد ۵۰۰ تومان به ما فروخته شود که ظاهرا یک روز شد و ترسیدن لو برن دوباره کردن ۳۵۰ تومان !

یه پیوست هم بگم اونم این که نرخ غذای دانشگاه ها تاجایی که من میدونم حداکثر ۱۵۰ تومنه !!!

 

کی دلش میاد شمال رو بیخیال شه بره جای دیگه؟ اونجارو نمیدونم ولی بابلسر محشره!
البته یه ذره خوش بینی هم لازم داره!

خوب کله پوک اینجا باید عرض کنه دوست خانوم (نکته رو حال کردید!) بابلسر شهری تفریحی و توریستیه و تورست = پول=رشد فرهنگی=رشد اقتصادی =... ؛ ضمن این که شما در دانشگاه به سر می برید ! و طبیعتا سطح شما خیلی از طبرا پایین تره پس حق اظهار نظر نداری !!! (الان دماغم دراز میشه !)

پرواضح است بابل که نه دریا داره،نه صنعت داره و نه ... سطح اقتصادیش خیلی خفن تر و بالاتر از بابلسره ، خصوصا این که موقعیت استراتژیک خاصی هم نداره که حتی مورد تردد باشه ! پس در تمام موارد گفته شده ما سطحمان از شما خیلی بالاتره !!!

کله پوک دوست نداره مباحث رو فنی کنه. اینی هم که میگه اصلا زایده فکر خودش نیست یه وقتی فکر نکنید مخش کار کرده ها... نه ! اینا رو غربی ها و عناصر منافقین در کلش انداختن تا جامعه رو به پیشرفت با درصد خیلی خفن طبرا رو منحرف کنه !

دانشگاه، دانشكده علوم پايه، كلاسا، استادا، خوابگاه و تمام دوستايي كه پيدا كرم همه و همه عالين!
هر روز 6 نفري تو اتاق خدا رو شكر ميكنيم! چون واقعا همه چي عاليه

خوب شماها املین دیگه !اگه سطح بالای طبرا رو ببنیید هر روز به دانشگاهتون فحش میدید !!! (اینو معکوس گفتم بار منفیش کم شه !)

مال بابلین دیگه!!!0111! عکسای ماهان بهرام خان که تو دانشگاه ما زیاده!
واسه فروش البوماش مجوز داره؟ آخه همشو تو بوفه به نمایش میذارن!

والا این یه مورد رو با این همه کله پوکیم نمیدونم ! اصولا کله پوک در موسیقی نابغه هست !

براتون از بچه های حزب الله (بسیجی های خودمون !) که تو دفتر خفن و فوق العاده بزرگ بسیج واقع در راه پله ساختمان مرکزی  ساکن هستند تحقیق می کنم اگه می دونستن بهتون میگم.

(اینجا یه چیز نوشته بودم به خدا قصد سیاسی نداشتم ولی ترسیدم از اوین سر در بیارم !)

 

دوستان عزیز و همراهان همیشگی این کله پوک نادان و منحرف (!) جوابیه سیمین خانوم تموم شد می رسیم به سئوال میلاد جوون عزیز (به تلافی سیمین ۲ تا پسوند گذاشتم براش !)

 

دی دی بازم اومدم؟
آقا یکم واسه کلاس خودتم که شده اینقدر واقعیتا رو نگو (نمیگم دروغ بگو)

صفا آوردی !

آخه میلاد جون یه کله پوک پیر و احمق که شعورش به هبچ چی نمی رسه چطووری بخواد کلاس بذاره ؟!

ضمن این که اگه بخواد حقیقتو نگه این دوستای شریف و محترمی که به خاطر همین حقیقت گویی ها نیم نگاهی از سر لطف بهش دارن رو هم از دست میده !

مثلا میتونستی به جای اینهمه اشاره به توالت! به گلهای سر سبز تو باغچه ها اشاره کنی آدم که وارد حیاط طبری میشه، واقعا بوی گه (ببخشید گل
) همه ی ذهنو درگیر میکنه! چی میگین شما!

گل گفتی ! راستش کله پوک رو که از شعبه مرکزی تبعید کردن به خوابگاه دختران ! خوب خودت هم بهتر میدونی دیگه ...  اما اینی هم که اشاره کردید خیلی خوب بود !

البته باید از فضای سرسبز چند هکتاری حیاط تبرا یه عکس ضمیمه بشه تا بعد این همه بدگویی لااقل بچه ها روحشان از زیبایی این باغ مصفی شاد بشه !!!

حالا چرا حیاط رو میگی،من به شما ورودی شعبه مرکزی را توصیه می کنم که مشرف به امکانات خفن و منحصر به فرد توالت ( البته از نوع اوپن) می باشد ! وقتی وارد می شوی و از پله ها به سمت بالا میری ... وصف ناشدنیه ! عطر دل انگیز توالت ها به همراه بوی جوراب نمازخانه و تصاویری از استفاده کنندگان از دستشویی ... !

این هم یکی از دوستان حزب الله (بسیج) اشاره کرده بودند که گفتنش خالی از لطف نیست :

 

نمازخانه دانشگا تبرا نیز بصورت Open با معماری منحصر به فرد سقف به ارتفاع ۱.۶۵ سانتی متر و کاملا مشرف به باغ مرکزی ... چیز ... همون توالت های Open منظورمه ! هست !

جالبه در دانشگایی که دکتر برنجیان یکی از نوابغ عمران کباده علم و ادب می کشه و میگه ما در خاور میانه تکیم (!) مطهر ترین و پاک ترین جای جهان را که خانه خدا می نامند مشرف به نجس ترین جایی که حتی یک کافر هم اونو کثیف و نجس میدونه بنانهادند ...

 

توجه یکی مونده به آخر : خواهش می کنم دوستان و همراهان عزیز از لحن تند کله پوک خصوصا در شوخی ها نرنجند ... مطمئنم اونقدر باکمالات و با شعورید که درک می کنید مجبورم بعضی جاها البته به شوخی به شما می گم در فلان مورد ما خیلی برتریم و شما امل (بخوانید OMOL نه AMOL !) هستید یا ... منظورم چیه.

توجه آخر : بچه ها اگه بعد ارسال این پست منو ندیدید خواهشا دنبالم نیاین ! چون شما رو هم مثل من کله پوک سر به نیست می کنن !!!

+ نوشته شده در  شنبه 4 آبان1387ساعت 9:59  توسط کله پوک  | 

تسهیلات و مزایای دانشگاه طبری بابل

 

کله پوک در گشت و گذار های سلطه جویانش در گوگل به وبلاگی برخورد که نشسته بود کلی از تبرا تعریف کرده بود !

کله پوک خوب می دونه هرکس مختاره چطور فکر کنه و اصلا نمی گه اون کارش بد بود ... نه کله پوک کله پوکه،احمق و دیکتاتور که نیست عقاید احمقانشو به دیگران تحمیل کنه بگه هرکس از ما بد گفت باید بره حراست یه چایی قهوه با کاپوچینو بخوره بعد با پروندش بره مرجع قضایی تا از تکنولوژی برتر آب خنک بهره مند بشه ! (اشاره به نویسندگان نگون بخت نشریه شوخی ۲)  

 

کله پوک دوست داره اون مزایا رو به زبان خودش مطرح کنه !

 

تسهیلات و مزایای خفن و منحصر به فرد مواسسه عاموذش آلی تبری بابل !

 

با عرض تسلیت(!) به کلیه پذیرفته شدگان مواسسه عاموذش آلی تبرای بابل (!) امیدواریم اگر توانستید از این جهنم فرار کنید ! یا بتوانید انتقالی به دیوونه خونه ای جایی دست و پا کنید که لااقل عمرتون تلف نشه !!!

با توجه به شرایط فعلی دانشگای تبرا انتقال به شکنجه گاه های طالبان یا زندان گوآنتانامو هم خالی از لطف به نظر نمیرسد !


از جمله مزایای قابل توجه این دانشگاه اختصاص خوابگاه داغان (!) به خواهران به منظور گرفتن حال دانشجویان گرامی و خانواده های نا امید آنها می باشد !

توضیح این که باید به این فلاکت دچار بشید و دو سه ساعت تو این خوابگاه زندگی بکنید تا حرف منو متوجه بشید !

بیچاره دانشجویان دختر که امکان تهیه خانه مجردی براشون تو این اوضاع نابسامان غیر ممکنه ... بازم پسرا یکم وضعشون بهتره

تخصیص کارت بهداشت دکتر تبرا (تو میدون حمزه کلا) برای تبلیغات کلینیکشون (!) و رایگان بودن ویزیت از جمله دیگر اقدامات انجام شده میباشد.

توجه ۱ : نکته مهم این که کله پوک دکتر طبری رو خیلی دوست داره و باهاش هیچ پدر کشتگی ای نداره.

توجه ۲ : تاجایی که از دهن یکی از دوستای رشته معماریم شنیدم همه دانشگاه ها موظفند بخشی به نام بهداری با امکانات مناسب برای شرایط حاد داشته باشند !

داشتن سلف سرویس مختلط ! ( با یه پرده از هم جدا شده) با فضایی مناسب و مشابه رستوران اکبر مگسی شعبه جوادیه تهران (!) غذایی مطلوب شامل جوجه کلاغ ،گوشت فاسد و فقط دنبه، سویا و برنج (شبه استانبولی)،مرغ پنچری (البته فقط در فصول آنفولانزای مرغی) و ... به همراه کافور فراوان در غذا به عنوان ماده تقویتی فکر و روان دانشجویان (!)  و امکان تهیه ژتون به صورت روزانه و حداکثر تا یک وعده (!) البته با ارائه کارت دانشجویی و ارائه ضمانت نامه کتبی معتبر و طی کردن مراحل پیچیده احراز هویت (مشابه جیره بندی جنگی !) از دیگر امکاناتی است که کمتر موسسه ای با این سابقه تاسیس در اختیار دانشجویان خود قرار میدهد !

 

کله پوک نگاه می کنه می بینه این موسسه آموزش عالی غیر دولتی غیر انتفاعی طبری بابل برای امکانات بدیهی که باید تحت اختیار دانشجو بذاره چه منتی سر ملت میذاره و حسابی شاخ در میاره !!! قدیم وا میستادن شب شه یه نقابی می زدن به صورت ...

 

کله پوک به موارد فوق یک مورد هم اضافه می کنه که این امکانات رو تا به حال هیچ موسسه ای در جهان به دانشجویانش نداده و تبرا اولین مواسسه این کاره هست !!! (دمش گرم !)

 

بله ! امکان خارق العاده توالت (سرویس بهداشتی) برای دانشجویان !!!

البته چون این امکانات برای اولین بار در جهان و فقط و فقط توسط دانشگای طبرا ارائه می شه بدیهی است که توالت ها بصورت Open و مختلط ارائه شوند تا همه بتونن از مزایاش بهره مند شوند !!! (خوش به حال پسرا،بد به حال دختر ها !)

 

از مزایای دیگر این توالت ها می توان به تمیز کردن آن ها در بازه های زمانی پنج سال یک بار اشاره کرد که این کار امکانات خوبی برای محققان و پژوهشگران خصوصا میکروب شناسان و جانور شناسان،انگل شناسان و پیروان نظریه حیات داروین (حیات از یک تک سلولی آغاز شده) فراهم آورده است.

 

کله پوک برای این که بیشتر سرشو به باد نده مطلب رو همینجا به پایان می رسونه !!!

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 16:15  توسط کله پوک  | 

چرا کله پوک ؟

دوست داشتم این مطلب رو خود عزیزان متوجه بشن که چرا در نگارش خودم نام "کله پوک" رو انتخاب کردم ، یا این که در نوشتن از سوم شخص استفاده (مثلا کله پوک اینطوریه) ولی وقتی دوستان حضوری،با ایمیل یا مثل عمه لی لی عزیز با نظرات خودشون در اینجا از من می پرسن چرا این نام مستعار رو انتخاب کردم، حقیقت اینه که دور از ادبه توضیح ندم،هرچند که تکرار مکرراته.

 

اول : کله پوک خوب می دونه که :

جز راست نباید گفت ... هر راست نشاید گفت !

بدیهیه که وقتی کسی هر حرفی تو دلش باشه رو بگه حتما برای خودش درد سر ایجاد می کنه !

و از اون جا که حفاظت از جان بصورت غیرزی در هر موجود زنده واجب عینی هست، پس کسی که این کار رو می کنه یا باید از جونش سیر شده باشه یا مثل من کله پوک باشه !!!

 هر آنکه دست از جان بشوید ... هر آنچه در دل دارد بگوید !

دوم : کله پوک یک استعاره و یک کنایست...حرف هایی که این کله پوک پیر و غمگین می زنه شاید هیچ وقت و هیچ جا یک ادم عاقل نزنه...حالا برای قضاوت سر این که کله پوک احمق تره یا اون آدم عاقل،مطمئنا شماها سزاوارتر از این کله پوک پیر و تنهایید !

 

سوم : کله پوک عقده خود کم بینی نداره، نه... برعکس، کله پوک دوست داره راست بگه... کله پوک خوب میدونه مردم از هرچی آدم خودخواه عقده ای مغرور متنفرن ... کله پوک خوب میدونه کسی که می خواد خودشو عقل کل نشون بده، یا حتی بدتر، فکر می کنه عقل کله یه بیمار روانیه

کله پوک عاشقه ... عاشق همه هستی و میخواد عشقشو با همه تقسیم کنه ... کله پوک اصلا خسیس نیست ...

کله پوک به کله پوک بودن خودش افتخار می کنه....چرا که دوستایی شریف و ارزشمند مثل شما داره... دوستایی که اکثر آدما از داشتنش محرومن و هیچ وقت عظمت بودن با اونا رو درک نخواهند کرد ...

 

 کله پوک به همین دلیله که کله پوکه و کله پوک خواهد ماند ...تا زمین و زمان هست و تا انسان های شریفی مثل شما وجود دارند... کله پوک کله پوک باقی می مونه

+ نوشته شده در  جمعه 3 آبان1387ساعت 0:18  توسط کله پوک  | 

بیوگرافی کله پوک

 

کله پوک تنهاست ... خیلی تنها...

کله پوک دلش گرفته...بدجور دلش گرفته

کله پوک رو همه میشناسن ... اما هیچکس نمی بینتش

کله پوک یکی از همین بچه هاست...کله پوک نماینده بچه هاست

کله پوک کامپیوتر می خونه، اما سرش تو همه جا می جنبه بس که کله پوکه

کله پوک می نویسه چون خوب میدونه این چیزا رو تو جو دیکتاتور دانشگاه طبری اگه بگه کله پوکشو از تنش جدا می کنن !

کله پوک غمگینه ... کله پوک دلش پره از این همه نامردی یه مشت آدم مفت خور و منفعت طلب

کله پوک خیلی ها رو دوست داره

کله پوک از هیچ کس بیزار نیست

کله پوک فقط می خواد حقیقتو بگه ... دلش مثل کلش خالیه

کله پوک...یکی از همین دانشجویان دانشگاه طبریه...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 1:11  توسط کله پوک  | 

کله پوک در دانشگاه مرکزی

این که می بینم نوشته های من اینقدر برای مسئولین دانشگاه طبری استرس ذاست متوجه میشم کارم بیهوده نیست.همین که اونقدر سرو صدا کردم که مسئولین دانشگاه طبری منو به عنوان یه مزاحم در افشای کارهاشون بشناسن نشون میده چقدر افشاگری های این کله پوک احمق مفید بوده !

خوب بذارید ماجرا رو توصیف کنم،همونطور که می دونید موسسه آموزش عالی طبری (بخوانید تب-را) در ادامه رشد نامبارک خودش ما کامپیوتری های بدبخت رو تبعید کرد به یه ساختمون داغون که قبل خوابگاه بوده !

خوب این مطالب من باب این بود که اصولا کل ساختمان های طبرا اجاره ای هستن،یعنی این که یه سری ساختمان های مخروبه رو کرایه می کنه با کمی دستکاری میگه ما زایشگاه (چیز همون دانشگاه !) رو گسترش دادیم !

 

البته بچه های ساختمان مرکزی هم خوش به حالشون نشه، شعبه مرکزی که تو مسجد طبری ساخته شده و تو خاور میانه تکه از شعبه معماری و کامپیوتر خیلی بهتر،بزرگ تر و دستکاری شده تره پس نتیجه میشه ما از همه بد بخت تریم نه شما !!!

 

خوب قضیه این هست که کله پوک برای یه کاری به دفتر یکی از مسئولین رفت و دید مسئولین محترم دارن با هم مطالب وبلاگ کله پوک رو می خونن و روش بحث می کنن !

 

جالب بود که خیلی با استرس مطالب رو تفسیر می کردن و میگفتن چه کار بدی کرده !!!

کله پوک بد،کله پوک خر، کله پوک مفسد فی الارض ! چرا شما خودتون رو اصلاح نمی کنید ؟!

 

آینه چون عیب تو بنمود راست ... خود شکن آینه شکستن خطاست !

+ نوشته شده در  شنبه 20 مهر1387ساعت 11:9  توسط کله پوک  | 

عموحسين وگاوفداكار

بعضی اوقات کله پوک یه حرکتایی از بچه های دیگه می بینهُ حالش از هم رشته ای های بی بخار خودش بهم می خوره !

آی بچه های با غیرت رشته کامپیوتر دانشگاه طبری،به گوش باشید که بقیه تو گرفتن حقشون از شما با عرضه تر بودن ...

 

توجهتون رو جلب می کنم به داستان "عموحسين و گاو فداكار" شاید یکم در فرایند تکامل سیب زمینی هم صاحب رگ شد !!!

 

عموحسين وگاوفداكار

خواندن اين داستان به افراد بی جنبه یا زير ۱۸ سال توصيح نمي شود.

من هرسال به پدرم كه كمي ساده دل بود قول ميدادم با بهترين نمرات درامتحانات ثلث سوم قبول شوم ودرعوض پدرم مرابه خانه عمو حسين كه در ده زندگي ميكرد ببرد .

امامن هرسال مردود ميشد م...ولي پدرم مرا به روستا ميبرد.

-در يكي از تابستانها كه من رفته بودم خانه عمو حسين ...ازپشت در شنيدم كه زن عمو به عمو گفت.ميگم حسين بيا اين گاو رابفروشيم با پولش يه بنز بخريم پيش همسايه ها پوض بديم ..

-عمو گفت : نه .اين حيوان تنها يادگار بابام هست من اين كار را نميكنم .

-عموحسين مرا صدا كرد وگفت: پسرم، جورج بوش، برو گاو را ببر چرا.

درضمن تا غروب خانه نیا !!!

من گاو را به صحرا برد م و گاو مشغول چرا شد..

اندكي گذشت نا گهان احساس كردم چيزي در بو ته ها تكان ميخورد ترس برم داشت .با خودم گفتم نكنه برادر آن گرگي كه پارسال گاو عمو كشته بود حالا آمده انتقام بگيره....

رفتم پشت گاو سنگر گرفتم .به گاو گفتم تو پارسال تونستي ان گرگ بزرگ را بكشي ،پس امسال هم ميتوني....

-        گاو نگاهي به من كردو گفت: مگركوري نميبيني اين عمو حسين اوسکولت شاخهاي منو با ناخن گير كوتاه كرده....

من كه ديدم چارهاي ندارم بلند داد زدم .. اقا گرگه ما اوناي نيستيم كه پارسال داداش تو را كشتن..ما تازه امديم تو اين محل ....

- خانم گاوه گفت:احمق جون زنگ بزن 110بياد زود باش...

- ناگهان از پشت بوته ها يه گاو نر بزرگ نميان شد.

- گاو عمو حسين با دیدن اقا گاوه فرياد زد :

- فرهادم !

-گاو نر گفت :آه... شيرينم !!!

ان دو هم ديگر را در اغوش گرفتن وبوسيدن ،بويدند.... (بقیش بالای 18 ساله !!!)

-از خانم گاوه پرسيدم: بي حيا ،اين گاو نامحرمه ! چه كاري بود كردي !

خانم گاوه گفت :ايشان نامزد بنده هستن كه از اروپا براي ديدن من آمده !

-        گاو نر گفت: دوشيزه اين بي سرو پا ديگر كيست؟

خانم گاوه گفت:هيچي يه گوساله احمق و نفهمه....

- راستي شما انجا شغلتان چيه؟

-اقا گاوه گفت :تو هتل لاس وگاس مدير بخش مالي هستم.

-خانم گاوه گفت: شما صرفا براي ديدن من به ايران امديد؟

-بله عزيزم.آمدم رسما تورا از حسين اقا خوستگاري كنم .تا با هم ديگه زير سقف يه طويله زندگي كنيم...

-خانم گاوه گفت: اما حسين اقا پارسال بهت گفت تا صاحب يه تحويله شخصي نشدي نيا خوستگاري....

-اقا گاوه گفت نكنه شوهر كرده باشي.اصلا اين پسره كيه؟!

نكنه نامزدته؟!

-        نه اقا گاوه من هنوز مجردم ..

اما ديگه قصد ازدواج ندارم..

-چرا؟

- آخه من  به ضرب و زور تکمیل ظرفیت و بومی سازی و این حرفا تو دانشگاه طبري (بخوانید تب- را)  قبول شدم ! و مي خوام درسم را ادامه بد م تادر آينده براي خانواده دراينده مايه افتخار بشوم!!!

پايان

 منبع : وبسایت یکی از بروبکس با غیرت مواسسه عاموزش آلی تبرا !

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 مهر1387ساعت 10:30  توسط کله پوک  |